نجوای دل
06 بهمن 1392 توسط مسافر ابد
خداوندا! دستان خسته ام را به تمنای قلب شکسته ام
به سوی تو آورده ام!
اگر تو نیز دست هایم را نادیده بگیری چه کنم؟!
بار الها غم در وجودم لانه کرده و وجودم را ویرانه کرده!
معبودا! کاش مرحمتی جلوه بر من زار کنی و این ویرانه را آباد سازی!
کاش آبی بر آتش درونم بریزی و وجود خسته ام را تسلی بخشی!
محبوبم! درد هجران تو از طرفی و درد بودن در میان آدمیان از سویی دیگر
قلب نیمه جانم را می فشارد!
معشوقم! وقت است که این عاشق خسته دل را ز غم هجر خود برهانی….
